تورنمنتی بدون کاغذهای جادوئی

جام جهانی ۲۰۱۹ به اتمام رسید. هر چه به روزهای پایانی این مسابقات نزدیک شدیم بیشتر دوست داشتیم تا این مسابقات هر چه زودتر تمام شود. در بازی های پایانی حتی بازیکنان هم رمق و انگیزه ای برای بردن و نشانی از تیم شاداب و جنگنده سالهای قبل نداشتند. بسیاری از کارشناسان و علاقمندان والیبال از خرداد ماه امسال که تیم ملی بازیهای لیگ ملتها را شروع کرد این روز ها را پیش بینی کرده بودند اما گوش شنوائی برای شنیدن این هشدارها و نقدهای کارشناسی وجود نداشت و امروز بعد از گذشت چند ماه دستاورد حضور در چند تورنمنت نتیجه اش مشخص شد.  سوال مهم این است که دستاورد و نتیجه ی حضور چند ماهه در تورنمتهای مختلف برای تیم ملی والیبال و فدراسیون ایران چه بود؟ الان زمانی است که سرمربی و کادر فنی و مسؤلان فدراسیونی که اگر وجود داشته باشد باید پاسخگوی سوالات و نگرانی های دوستداران والیبال، کارشناسان و هواردان مشتاقی باشند که بخش زیادی از موفقیتهای سالهای گذشته والیبال ایران مرهون حضور و همراهی این عزیزان است. نکته مهمی که نباید مورد غفلت قرار بگیرد این است که هوادارن به عنوان سرمایه های اجتماعی و پشتوانه های والیبال هستند و اگر اعتماد، دلخوشی و همراهی آنها نسبت به والیبال کم شود، احیای مجدد آن بسیار سخت خواهد بود. والیبال در ایران محصولی است که از کشورهای دیگر به ایران رسیده است و در طی این سالها هنوز به الگوئی بومی نرسیده ایم، اما می توان با الگوبرداری از کشورهای موفق و صاحب سبک در دنیا، الگوهای موفقیت بومی را برای والیبال ایران طراحی کنیم. در حال حاضر مربیان جوان و آشنا با والیبال مدرن و روز دنیا در کشور کم نداریم که توانائی هدایت تیمهای ملی را دارند و تنها باید به این مربیان اعتماد شود و شرایط حضور آنها فراهم شود. بسیاری از علاقمندان و کارشناسان والیبال هنوز به درستی هدف گذاری و استراتژی کلی سرمربی تیم ملی و کادر فنی را درک نکرده اند یا حداقل از سوی این عزیزان به خوبی تبیین و رسانه ای نشده است زیرا یکی از شاخص و معیارهای موفقیت، سنجش عملکرد با هدف و برنامه است که چه میزان موفق بوده است. هدف سرمربی گرفتن نتیجه، جوانگرائی، کسب تجربه یا ترکیبی از این اهداف بوده، تا بر اساس همان هدف مورد ارزیابی قرار گیرد تا میزان موفقیت هم مشخص شود. هر چند اگر بهترین مربی دنیا و بهترین برنامه ها هم وجود داشته باشد تا زمانی که ساختار و مدیریت یکپارچه بر والیبال کشور حاکم نشود، چندان فرقی نخواهد کرد. سوال بزرگ این است که سرمربی تیم ملی چه ویژگی و توانمندی باید داشته باشد تا مربیان وطنی بتوانند در این جایگاه حضور یابند؟ آیا هنوز مربیان وطنی به حدی از بلوغ مربیگری و شایستگی نرسیده اند تا در این جایگاه حضور یابند؟

محسن معادی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *